بذوق
مترادفها
با لذت، با اشتیاق
متضادها
بیذوق، بیلذت
لغت نامه دهخدا
بذوق. [ ب ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ بَذْق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از ذیل اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
بذق.
جمله سازی با بذوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تاچو عقل و شرع و شوق آید پدید آنچه میجوئی بذوق آید پدید
💡 مکن ملامت بلبل که ساخته برقیب بذوق گل شده با خار یار در بستان
💡 درون سینه بذوقی نشست ناوک او که ناله را ز برون آمدن پشیمان کرد
💡 شه سریر سخاوت علی که ابر کفش بذوق دیده عاشق کند گهر باری
💡 بدرد عشق که هرگز بذوق گریه من نکرد قهقه شوق کبک کهساری
💡 اگرچه قافیه لحنست از برای دعا بگفت خواهم بیتی بذوق نیک لذیذ
💡 او همیشه وسایل خانه خود را با دقت و به صورت بسیار بذوق انتخاب میکند تا فضای زندگیاش با زیبایی و نظم خاصی همراه باشد.
💡 هنرمندان بزرگ معمولاً کارهای خود را با روحیه بسیار بذوق و دقت فراوان انجام میدهند تا اثر هنریشان با استانداردهای بالا مطابقت داشته باشد.
💡 برای چیدن یک سفره سنتی، باید با نگاهی بذوق و هنرمندانه عمل کرد تا زیباییهای هر غذا و تزئینات به خوبی نمایان شود.