بد خط

مترادف‌ها

بدخط

متضادها

خوش خط

لغت نامه دهخدا

بدخط. [ ب َ خ َ / خ َ طط ] ( ص مرکب ) بدنویس. ( آنندراج ). کسی که بدنویسد و خوش ننویسد. ( ناظم الاطباء ). مقابل خوش خط.
خط بد. ( آنندراج ). نوشته ناخوانا. مقابل خوش خط. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

کسی که نوشته اش خوب و خوانا نباشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که خط وی بد و زشت باشد. ۲ - نوشت. ناخوانا مقابل خوش خط.

جمله سازی با بد خط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز تمیز جاده و منزلت الم تردد نیک و بد خط پا به دایره می‌رسد سر اگر شود به قدم غلط

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران