لغت نامه دهخدا
اشک پشیمانی. [ اَ ک ِ پ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اشک ندامت:
روز محشر را کند شب نامه ناشسته اش
هرکه دست از دامن اشک پشیمانی کشید.صائب ( از آنندراج ).و رجوع به اشک ندامت شود.
اشک پشیمانی. [ اَ ک ِ پ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اشک ندامت:
روز محشر را کند شب نامه ناشسته اش
هرکه دست از دامن اشک پشیمانی کشید.صائب ( از آنندراج ).و رجوع به اشک ندامت شود.
اشک ندامت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز محشر را کند شب، نامه ناشسته اش هر که دست از دامن اشک پشیمانی کشید
💡 از غرور تو به عاصی تر شوند اهل ریا دامن زاهد، تر از اشک پشیمانی بود
💡 صاحبا تا چند دور از موکب اقبال تو چهره رنگین صائب از اشک پشیمانی کند؟
💡 ولی اول برآور غسلی از اشک پشیمانی خوش آنکو حق نسازد زین پشیمانی پشیمانش
💡 یک دو گامی از سر کویش سفر خواهم گزید بازپس گر ناورد اشک پشیمانی مرا
💡 در سحر زنهار بی اشک پشیمانی مباش می کند این سرزمین پاک، گوهر دانه را