لغت نامه دهخدا
اشک ندامت. [ اَ ک ِ ن َ م َ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اشک پشیمانی:
امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت.حافظ.صد رهم اشک ندامت اگر از سر گذرد
عرق شرم کجا ره به جبین خواهد برد.کلیم ( از آنندراج ).و رجوع به اشک پشیمانی شود.