اعمل

لغت نامه دهخدا

اعمل. [ اَ م َ ] ( ع ن تف ) کارگرتر. عمل کننده تر. اثرگذارنده تر. ( یادداشتهای مؤلف ). باعمل تر. مؤثرتر. کارگرتر. ( ناظم الاطباء ): و لم ار شیئاً من الادویة المسهلة الحادة اعمل فی اوجاع المرة السوداء منه [من الحنظل ]. ( ابن البیطار ).

فرهنگ فارسی

کارگرتر. عمل کننده تر اثر گذارنده تر.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَعْمَلُ: انجام می دهم
معنی عَامِلٍ: عمل کننده
ریشه کلمه:
عمل (۳۶۰ بار)

جمله سازی با اعمل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال قتاده: الشریعة الفرائض و الحدود و الامر و النهی. و قال ابن عیسی: الشریعة علامة تنصب علی الطریق دلالة علی الماء فَاتَّبِعْها یعنی فاتّبع هذه الشریعة و اعمل بها و اتّخذها اماما، وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ ای لا تتّبع الکافرین و المنافقین، و لا تعمل بهواهم.

💡 داور دهر و حامی اسلام اعلم و اعمل و همه ادراک

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز