لغت نامه دهخدا
ازه. [ اَزْ زَ ] ( اِخ ) یکی از شهرهای فارس. ( معجم البلدان ).
ازه. [ اُ زِ ] ( اِخ ) یکی از دوازده پیغامبر غیراولی العزم اسرائیل.
ازه. [ اُ زِ ] ( اِخ ) هُشِه آ. پادشاه اسرائیل از 730 تا 722 ق. م. که شلمانصر پنجم او را معزول کرد.
ازه. [ اَزْ زَ ] ( اِخ ) یکی از شهرهای فارس. ( معجم البلدان ).
ازه. [ اُ زِ ] ( اِخ ) یکی از دوازده پیغامبر غیراولی العزم اسرائیل.
ازه. [ اُ زِ ] ( اِخ ) هُشِه آ. پادشاه اسرائیل از 730 تا 722 ق. م. که شلمانصر پنجم او را معزول کرد.
پادشاه اسرائیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نرم گشته بلوس و لابه من گرم گشته بآفر ازه من
💡 گهی دستی به لاله برگشادی به داغ ت ازه اش مرهم نهادی