لغت نامه دهخدا
اینانلو. ( اِخ ) رجوع به اینالو و جغرافیای سیاسی کیهان شود.
اینانلو. ( اِخ ) رجوع به اینالو و جغرافیای سیاسی کیهان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شقاقیها (شاهسون) که زیستگاهشان در مشکین بوسیله عثمانیها ویران شده بود، ناگزیر تسلیم شدند. شاهسونهای اینانلو و افشار نیز به زودی تسلیم عثمانیها شدند. کوتاه زمانی پس از این آشوبها، نادرشاه افشار مغان و اردبیل را به نام صفویان، از اشغال خارج ساخت.
💡 تپه دیونه ۱۱ مربوط به دوره اشکانیان - سدههای اولیه، میانه و متاخر دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان کبودرآهنگ، بخش گل تپه، دهستان گل تپه، روستای اینانلو واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۵۹۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 امیرعلی سیفی اینانلو سیاستمدار ایرانی بود، که در دوره بیست و یکم و بیست و چهارم مجلس شورای ملی بعنوان نماینده تهران از استان تهران در مجلس شورای ملی حضور داشت.
💡 این روستا در دهستان خرارود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۴۰۲ نفر (۲۹۱خانوار) بودهاست. و دارای دو طایفه اصلی حسینخانی و فرهادی می باشد همچنین طایفه های دیگری همچون با نام خانوادگی بهرامخانی،آقایاری، اینانلو و...نیز وجود دارد.
💡 احسانی، اردیخانی، اکراد، اعظمی رودکی، انصاری، اینانلو، پاکروان، تاتلو، تبریزی، چلمبری، حسینی، حسین خانلو، حسین خانی، حیدری، خلیفه، خوشنامی، ربیعی، رحیمی، رحیم خانی، سلیمانی، شریف، شاملو، علیمردانی، علیمحمدی، قنبرلو، قربانی، قراگوزلو، کشاورز، کریمی، کاشی، کریم آبادی، مزارلو، محمدی، میرزاحیدری، موسوی، ولدخانی، نوروزی،و یزدی