لغت نامه دهخدا
انجیر هندی. [ اَ رِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صبار. ( فرهنگ فارسی معین ذیل صبار ). و رجوع به صبار شود.
انجیر هندی. [ اَ رِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صبار. ( فرهنگ فارسی معین ذیل صبار ). و رجوع به صبار شود.
صبار
انجیر هندی ( نام علمی: Urostigma ) نام یک زیرسرده از راسته گل سرخ سانان است.
از گونه های مهم آن انجیر بنگالی است.
در سرود ملی بنگلادش از این نام برده شده است
انجیر هندی (peepul)
نام دیگر درخت بو(انجیر مقدس).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیزش مد تا ۳۲ کیلومتر بالاتر از باروچ احساس میشود و تا ۳٫۵ متر بالا میآید. رودخانه برای کشتیهایی تا وزن ۹۵ تن تا باروچ و تا وزن ۳۵ تن تا شاملاپیتا قابل کشتیرانی است. کشتیهای کوچکتر تا تیلاکاوادا در گجرات سیر میکنند. سدهای ساحلی در دهانه و باروچ ساخته شدهاند. یک هکتار از سطح جزیره کبیرواد در رود نرمدا با درختان انجیر هندی پوشانده شدهاست.
💡 سالومارادا تیماکا (به هندی: ಸಾಲುಮರದ ತಿಮ್ಮಕ್ಕ)،طرفدار محیط زیست اهل ایالت کارناتاکای هندوستان است.او به خاطر کاشتن 384 درخت انجیر هندی در طول بزرگراه هولیکال و کودور شناخته شده است. او به خاطر کارش جایزه شهروندان ملی هند را دریافت کرده است.