لغت نامه دهخدا
باربرداری. [ ب َ / ب ُ ] ( حامص مرکب ) عمل باربردار. || مخارج سفر و لوازم سفر و کرایه بار. ( ناظم الاطباء ).
باربرداری. [ ب َ / ب ُ ] ( حامص مرکب ) عمل باربردار. || مخارج سفر و لوازم سفر و کرایه بار. ( ناظم الاطباء ).
۱ - عمل و شغل باربردار حمالی. ۲ - مخارج سفر و لوازم آن و کرای. بار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از خراسان چو بار برداری سوی ملک عراق در کش راه