لغت نامه دهخدا
باختگان. [ ت َ ] ( اِخ ) نام دریاچه بختگان. رجوع به بختگان شود.
باختگان. [ ت َ ] ( اِخ ) نام دریاچه بختگان. رجوع به بختگان شود.
نام دریاچه بختگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پی شکست عملیات خیبر، نیروهای ایرانی هنگام عقبنشینی به مواضع خود فرصت جمعآوری اجساد کشته شدگان را که حسن هم در بین آنها بود، نیافتند. هواپیماهای شناسایی نظامی ایران نگارههایی از محل تجمع اجساد جان باختگان این عملیات تهیه کرده بودند. با این حال امکان تبادل اجساد در آن زمان میسر نشد.
💡 مرتضی الویری عضو کمیته تحقیق اعلام کرد که ترانه موسوی یکی از جان باختگان حوادث اخیر است. وی همچنین از صدا و سیما به دلیل انتشار اخبار کذب و سلب اعتماد عمومی انتقاد کرد.
💡 بر اساس سازمان عفو بینالملل دستکم ۳۰۴ نفر در اعتراضات سراسری آبان ۹۸ کشته شدند. سازمان حقوق بشر ایران، مستقر در نروژ نیز شمار جان باختگان را دستکم ۳۲۴ نفر اعلام کرد. عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور سابق ایران در دولت حسن روحانی، سال ۱۳۹۹ آمار کشتهشدگان این اعتراضات را بین ۲۰۰ تا ۲۲۵ نفر اعلام کرد.
💡 جان باختگان این تیراندازی دو مرد میانسال (از کارگران ساختمانی) بودند. خبرگزاری فارس نام آنها را «احمدپور» و «منجمیان» گزارش کرد.
💡 من ز یعقوب و تو کمتر نه ای از یوسف مصر به نظر باختگان کن نظری بهتر ازین