لغت نامه دهخدا
باج و ساو. [ ج ُ ] ( اِ مرکب ) باج و خراج. رجوع به باج شود.
باج و ساو. [ ج ُ ] ( اِ مرکب ) باج و خراج. رجوع به باج شود.
باج و خراج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پذیرفتم از نامور باج و ساو که با کین ایران نداریم تاو
💡 فراوان از آن مرز با باج و ساو هم از در و یاقوت ده چرم گاو
💡 هم در آن دوران ز ملک فارس و اکناف دگر باج و ساو ملک نستد هشت سال آن دادگر
💡 پذیرفتن از وی بسی باج و ساو که از جنگ او ما نداریم تاو