باج دادن

باج دادن به معنای تسلیم شدن در برابر خواسته‌های غیرمنصفانه یا تهدیدهای دیگران است. این عمل معمولاً در زمینه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مشاهده می‌شود. در بسیاری از موارد، باج دادن به عنوان یک راه حل موقت برای فرار از مشکلات یا فشارهای خاص انتخاب می‌شود، اما در طولانی‌مدت می‌تواند عواقب جدی به همراه داشته باشد. باج دادن نه تنها به فرد باج‌دهنده آسیب می‌زند، بلکه می‌تواند به تشویق رفتارهای ناپسند و سوءاستفاده از دیگران منجر شود. در جوامع مختلف، این عمل به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح است و نیاز به توجه و اقدامات جدی دارد. برای مقابله با این مشکل، آگاهی‌رسانی و تقویت فرهنگ مقاومت در برابر فشارها و تهدیدها ضروری است. افراد باید یاد بگیرند که تغییرات مثبت و پایدار تنها از طریق ایستادگی در برابر ظلم و ناعدالتی به دست می‌آید. به این ترتیب، می‌توان از تبدیل شدن باج دادن به یک رفتار عادی و رایج در جامعه جلوگیری کرد.

لغت نامه دهخدا

باج دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) پرداخت باج. || در صفحات لاریجان و مازندران، اجاره دادن مرتع بحشم داران. || در تداول طهران و بعض شهرها، رشوه دادن: ما باج نمیدهیم. ما باج بشغال نمیدهیم.

فرهنگ فارسی

پرداخت باج

جملاتی از کلمه باج دادن

سقا: پدر عطا، سقا و آب آور روستا. اهل باج دادن به ارباب نیست. برای همین او را از روستا بیرون می‌کنند. به تهران می‌آید و حاشیه نشین می‌شود. در تهران هم سقایی می‌کند تا این که یک روز داخل یک آب انبار می‌افتد و می‌میرد.
این مجموعه تلویزیونی داستان یک مربی بزرگ و با اخلاق فوتبال بود که حاضر به باج دادن به مافیای فوتبال ایران نشد و از تیم دسته اول به یک تیم دسته سوم رفت و توانست آن تیم را با همه مشکلاتش به فینال جام حذفی باشگاه‌های کشور برساند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم