لغت نامه دهخدا
اوچاق. ( ترکی، اِ ) اوجاق. اجاق. دیگدان. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به اوجاق شود.
اوچاق. ( ترکی، اِ ) اوجاق. اجاق. دیگدان. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به اوجاق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیزده باخوب فرحلنوب بیر اوچاق سنیق سالخاخ قانادلاری بیر آچاق