اندک سال

لغت نامه دهخدا

اندک سال. [ اَ دَ ] ( ص مرکب ) خردسال. ( آنندراج ). جوان. ( ناظم الاطباء ):
بسیارفضل و اندک سال و لطیف خلق
کآن خرد محمدبن آصف الامام.سوزنی.شوخی هر ذره دارد آفتابی در بغل
پیر صبح از جلوه طفلان اندک سال بود.اسیر ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خرد سال. جوان

جمله سازی با اندک سال

💡 نصیرالحق والمله خداوندی فلک قدری که حاصل شد به اندک سال دولتهای بسیارش

💡 آنچه تو کرده ای به اندک سال اندر اخبار خوانده نیست وهب

💡 تا در آن مملکت به اندک سال هیچکس را نه مِلک ماند و نه مال

💡 بلندهمّت بسیاردان اندک سال جهانگشای ممالک ستان گیتی دار

💡 دشمن تو به مثل‌ کودک اندک سال است دولت دشمن تو مادر اندک شیرست

آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
مصروف یعنی چه؟
مصروف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز