لغت نامه دهخدا
اندوه خوار. [ اَ ه ْ خوا / خا ] ( نف مرکب ) غم خوار. تیمارخوار. ( از یادداشت مؤلف ).
اندوه خوار. [ اَ ه ْ خوا / خا ] ( نف مرکب ) غم خوار. تیمارخوار. ( از یادداشت مؤلف ).
۱. کسی که غصه بخورد و غم واندوه به خود راه بدهد، اندوه خورنده.
۲. یار و دوست که در غم و غصۀ شخص شریک باشد، غم خوار.
( اسم ) غمخوار متعهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «وَ تَوَلَّی عَنْهُمْ» و برگشت یعقوب از فرزندان خویش، «وَ قالَ یا أَسَفی عَلی یُوسُفَ» گفت ای دردا و اندوها بر یوسف، «وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ» و چشمهای وی سپید گشت از گریستن باندوه، «فَهُوَ کَظِیمٌ (۸۴)» و او در آن اندوه خوار و بی طاقت.