لغت نامه دهخدا
اندردویدن. [ اَ دَ دَ دَ ] ( مص مرکب ) تاختن:
اندردوید و مملکت او بغارتید
با لشکری گران و سپاهی گزافه کار.منوچهری.و رجوع به دویدن شود.
اندردویدن. [ اَ دَ دَ دَ ] ( مص مرکب ) تاختن:
اندردوید و مملکت او بغارتید
با لشکری گران و سپاهی گزافه کار.منوچهری.و رجوع به دویدن شود.
تاختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو گشت اندر دویدن گام تیزش گشاد از هر دری راه گریزش