لغت نامه دهخدا
الوانه. [ اَل ْ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) قسمی شتر، و امروز شاهسونان «اروانه » گویند. ( یادداشت مؤلف ):
آن تجمل ز وی جمل نکشد
خنگل و بیسراک و الوانه.سوزنی.
الوانه. [ اَل ْ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) قسمی شتر، و امروز شاهسونان «اروانه » گویند. ( یادداشت مؤلف ):
آن تجمل ز وی جمل نکشد
خنگل و بیسراک و الوانه.سوزنی.
قسمی شتر و امروز شاهسونان اروانه گویند.
[ویکی الکتاب] معنی أَلْوَانُهُ: رنگهایش
ریشه کلمه:
لون (۹ بار)ه (۳۵۷۶ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نه دل خوانند کین (سان شرحه است) این نه عشق است از (جفا الوانهایست)
💡 و من النّاس و الدوّاب و الانعام مختلف الوانه كذلك
💡 و جمله (يخرج من بطونها شراب مختلف الوانه...)، جمله اى است مستانفه كه بعد ازجمله امر مزبور، نتيجه عمل و مجاهدت وى را درامتثال امر خداى سبحان و رام بودن در امتثالش را بيان مى كند، و آن نتيجه عبارت است ازاينكه: از شكم او بيرون مى آيد شرابى به نام(عسل ) كه داراى رنگهاى مختلف است بعضى سفيد و بعضى زرد و بعضى قرمز سير و
💡 و ما ذراَلكم فى الارض مختلفا الوانه ان فى ذلك لا ية لقوم يذكرون