اقرام

لغت نامه دهخدا

اقرام. [ اِ ] ( ع مص ) مهتر گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || پروردن شتر را برای گشنی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( اقرب الموارد ). || قرم ساختن شتر را، یعنی بند کردن و بازداشتن شتر را از محنت. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مهتر گردانیدن یا پروردن شتر را برای گشنی.

جمله سازی با اقرام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امثال من مکرم و من سخرهٔ زمان و اقرام من مرفه و من طعمهٔ ذئاب