افزون شدن

لغت نامه دهخدا

افزون شدن. [ اَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) برکت. زیادت. ازدیاد. نماء. نمو. تمزن. ( یادداشت دهخدا ). توریم. ارباء. اکرا. اردا. تدریف. ( تاج المصادر بیهقی ). ازدیاد. ( المصادر زوزنی ). تشفیه. انفشاغ. تطاول. تمزن. کور. شِف. شَف. شفه. ( منتهی الارب ):
گر بپیری دانش بدگوهران افزون شدی
روسیه تر نیستی هر روز ابلیس لعین.منوچهری.که ز کشتن شمع جان افزون شود
لیلیت از صبر چون مجنون شود.مولوی.گر بگویم وین بیان افزون شود
خود جگر چه بْوَد که که ها خون شود.مولوی.خداوندا گر افزائی بدین حکمت که بخشیدن
مرا افزون شود بی آنکه ازملک تو کم گردد.سعدی.

فرهنگ فارسی

برکت زیادت ازدیاد

جمله سازی با افزون شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی پاسبان بد برین خواسته دل و جان ز افزون شدن کاسته

💡 از آن گرمی و آتش افزون شدن ز جوشنده خون خواست بیرون شدن

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز