اغباب

لغت نامه دهخدا

اغباب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ غُب، بمعنی زمین پست و ایستادن گاه آب. ( آنندراج ). ج ِ غُب، بمعنی رونده از دریا چندان که در دشت دور درآید و زمین پست و ایستادن گاه آب.( منتهی الارب ). ج ِ غب، یعنی آنکه بدریا زند چندانکه در خشکی امعان کند و زمین پست. ( از اقرب الموارد ).
اغباب. [ اِ ] ( ع مص ) بنوبت آمدن تب. یقال: اغبته الحمی و علیه اغباباً؛ بنوبت آمد تب. ( ناظم الاطباء ). گاه گاه آمدن یا یک روز در میان آمدن تب. ( آنندراج ). یک روز در میان آمدن تب. ( از اقرب الموارد ). || یک روز در میان آمدن قوم را: اغب القوم؛ روز میان آمد قوم را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). یک روز در میان آمدن دیدارکننده قوم را. ( از اقرب الموارد ). و منه: «فلان لایغبنا عطاؤه »؛ ای لایأتینا یوماً دون یوم بل یأتینا کل یوم. || بوی گرفتن گوشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گندیده شدن گوشت: اغب اللحم؛ بدبوی شد. ( از اقرب الموارد ). || شب گذاشتن نزدیک کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شب بروز آوردن نزد کسی: اغب فلان عندنا؛ بیتوته کرد. ( از اقرب الموارد ). || روزمیان به آب آوردن شتران را. || روزبمیان بجایی رفتن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و منه الحدیث: «اغبوا فی عیادة المریض و اربعوا؛ یعنی عد یوماً و دع یوماً، او دع یومین وعد الیوم الثالث. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). یقال: «اغبوا فی عیادة المریض واربعوا». ( اقرب الموارد ). || هر روز شیر ندادن شتر: اغب الابل؛ اذا لم تأت کل یوم بلبن. ( از اقرب الموارد ). || یک روز و دو شب ستور راآب ندادن: اغب فلان ماشیته؛ ترک سقیها یوماً و لیلتین. ( از اقرب الموارد ). || بد آمدن چیزی کسی را: اغب الشی فلانا؛ وقع به. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بنوبت آمدن تب بنوبت آمد تب.

جمله سازی با اغباب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر بنده بر وظایف خدمت مقصرّست یا گه گهی بسنّت اغباب می رود

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز