اصحاب دیوان

لغت نامه دهخدا

اصحاب دیوان. [ اَ ب ِ دی ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) صاحبدیوانان. کاتبان. رئیسان دفاتر و نامه ها. رئیسان امور دیوانی و دولتی. وزیران امور مالی و محاسباتی. دبیران: و هریک از اصحاب دیوان او صدری بود با اصل و حسب و علم. ( فارسنامه ابن البلخی ص 92 ). و رجوع به اصحاب دواوین و صاحبدیوان شود.

فرهنگ فارسی

صاحب دیوانان. کاتبان. رئیسان دفاتر و نامه ها. رئیسان امور دیوانی و دولتی. وزیران امور مالی و محاسباتی.

جمله سازی با اصحاب دیوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو کلک تو به توقیعات در دیوان روان گردد صریرش در سجود آرد همی اصحاب دیوان را

💡 چون دگر اصحاب دیوان پیش او خدمت کنند گر شوند امروز راجع صاحب و اِبن العَمید

مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز