ازال

لغت نامه دهخدا

( آزال ) آزال. ( ع اِ ) ج ِ اَزَل.
- ازل الاَّزال.
ازال. [ اِ ] ( ع مص ) دور کردن. اِزاله.
ازال. [ اَ / اِ ] ( اِخ ) نام مدینه صنعا. ( معجم البلدان ). || پدر صنعأبن ازال بن یقطن بن عابربن شالخ بن ارفحشد و او نخستین کسی بود که مدینه مزبوره را بنا کرد و سپس به نام پسر وی شهرت یافت زیرا صنعاء پس از پدر بر آنجا حکومت کرد و نام او غلبه یافت. واﷲ اعلم. ( معجم البلدان ). و خوندمیر گوید: بانی صنعا، صنعأبن ازال بن عبیربن عابر است و هو هود النبی علیه السلام. ( حبیب السیر اختتام کتاب ص 395 ).

فرهنگ معین

( آزال ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ ازل.

فرهنگ عمید

( آزال ) = ازل۱

فرهنگ فارسی

( آزال ) ( اسم ) جمع: ازل ازلها دیرینگیها.
جمع ازل
جمع ازل
نام مدینه صنعائ

فرهنگ اسم ها

اسم: ازال (پسر) (مازندرانی) (تلفظ: ezal) (فارسی: اِزال) (انگلیسی: ezal)
معنی: گاو آهن

جمله سازی با ازال

💡 قاشانیم و لاابالی حالیم فتنه شدگان ازال آزالیم

💡 همه یک بوده ‌ ایم از ازال زان کنونیم غرق در یک حال

💡 اذا ما ازال الستر لم ترغیره و لمیبق بالاشکال، اشکال ریبة

💡 ما را خدای در ازال از مهر او سرشت ناکرده هیچ نسبت حسی بما هنوز

چندش یعنی چه؟
چندش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز