لغت نامه دهخدا
ابوالمعین. [ اَ بُل ْ م ُ ] ( اِخ ) میمون بن محمد نسفی. رجوع به میمون... شود.
ابوالمعین. [ اَ بُل ْ م ُ ] ( اِخ ) میمون بن محمد نسفی. رجوع به میمون... شود.
💡 اهل فارس او را ابوعبدالله الزاهد، اهل خراسان ابوالمهر، اهل خوزستان حلاج الاسرار، در بغداد مصطلم، در بصره مخبر. اهل هند ابوالمغیث و اهل چین او را ابوالمعین میخواندند.