لغت نامه دهخدا
کریم نهاد. [ ک َ ن ِ / ن َ ] ( ص مرکب ) کریم طبع. ( فرهنگ فارسی معین ). با نهادی بزرگ: شاهی بود هنرپرورده، کریم نهاد، بلندهمت. ( سمط العلی ص 35 ).
در زمان خدیو داراشان
آن کرم پیشه کریم نهاد.هاتف.
کریم نهاد. [ ک َ ن ِ / ن َ ] ( ص مرکب ) کریم طبع. ( فرهنگ فارسی معین ). با نهادی بزرگ: شاهی بود هنرپرورده، کریم نهاد، بلندهمت. ( سمط العلی ص 35 ).
در زمان خدیو داراشان
آن کرم پیشه کریم نهاد.هاتف.
( صفت ) کریم طبع: ( در زمان خدیو دارا شان آن کرم پیش. کریم نهاد ). ( هاتف )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ گفتا که آن کریم نهاد که تو را کرد از کرم آزاد
💡 کمانی ار دهدم صاحب کریم نهاد پی تلافی آن جور، جای آن دارد