نقب افکنی
مترادفها
خرابکاری کردن، تخریب کردن، آسیب زدن
متضادها
ستایش کردن، حمایت کردن
لغت نامه دهخدا
نقب افکنی. [ ن َ اَک َ ] ( حامص مرکب ) عمل نقب افکن. نقب زنی:
نقد شش روز ازخزانه هفت گردون برده ام
گر چه در نقب افکنی چل شب گران آورده ام.خاقانی.
فرهنگ فارسی
عمل وشغل نقب افکن نقب زنی: نقد شش روز از خزانه هفت گردون برده ام گرچه در نقب افکنی چل شب کران آورده ام. ( خاقانی.سج.۲۵۵ )
جمله سازی با نقب افکنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقد شش روز از خزانهٔ هفت گردون بردهام گرچه در نقب افکنی چل شب کران آوردهام