نقب زنی
مترادفها
حفاری، کاوش، کندن
متضادها
پر کردن
لغت نامه دهخدا
نقب زنی. [ ن َ زَ ] ( حامص مرکب ) نقب زدن. عمل نقب زن. رجوع به نقب زدن شود.
فرهنگ فارسی
عمل و شغل نقب زن نقب افکنی.
جمله سازی با نقب زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از صحن سرای تو برآیم در نقب زنی مگر که مورم
💡 تویی که نقب زنی در سرای عمر و به آخر نه نقد وقت بری کیسهٔ حیات ربایی
💡 خانه شاه بزن نقب اگر نقب زنی گوهری دزد از آن خانه گه دزدیدن
💡 کارشناسان باستانشناسی با استفاده از تجهیزات پیشرفته در حال نقب زنی در این منطقه هستند تا آثار باستانی از دوران پیش از تاریخ را کشف کنند.
💡 پلیس اعلام کرد که متهمان با استفاده از روش نقب زنی از طریق تونلهای زیرزمینی، توانستهاند به خزانه اصلی بانک در ساعات پایانی شب دسترسی پیدا کنند.
💡 عملیات نقب زنی برای یافتن منابع آب زیرزمینی در این منطقه خشک، نیاز به دقت بسیار بالا و استفاده از دستگاههای سنجش زمین دارد.