لغت نامه دهخدا
نقب زنی. [ ن َ زَ ] ( حامص مرکب ) نقب زدن. عمل نقب زن. رجوع به نقب زدن شود.
نقب زنی. [ ن َ زَ ] ( حامص مرکب ) نقب زدن. عمل نقب زن. رجوع به نقب زدن شود.
عمل و شغل نقب زن نقب افکنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از صحن سرای تو برآیم در نقب زنی مگر که مورم
💡 تویی که نقب زنی در سرای عمر و به آخر نه نقد وقت بری کیسهٔ حیات ربایی
💡 خانه شاه بزن نقب اگر نقب زنی گوهری دزد از آن خانه گه دزدیدن