فرغان

لغت نامه دهخدا

فرغان. [ ف َ ] ( اِخ ) نام جد ابوالحسین موصلی محدث است. ( از منتهی الارب ).
فرغان. [ ف َ ] ( اِخ ) شهری است به یمن. ( منتهی الارب ). از بلاد یمامه است. ( از نزهةالقلوب حمداﷲ مستوفی چ لیدن ص 263 ). شهری است به یمن از مخلاف زبید. ( معجم البلدان ).
فرغان. [ ف َ ] ( اِخ ) نام شهری است مشهور از بلاد ماورأالنهر به ترکستان. ( آنندراج ). رجوع به فرغانه شود.

فرهنگ فارسی

نام شهری است مشهور از بلاد ماورائ النهر به ترکستان.

فرهنگ اسم ها

اسم: فرغان (پسر) (فارسی) (تلفظ: forghan) (فارسی: فرغان) (انگلیسی: forghan)
معنی: نام شهری در ترکستان قدیم، فرغانه

جمله سازی با فرغان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در شهر فرغان گشادند زود برون رفت هرکس که داننده بود

💡 به فرغان چنین گفت هریک به درد که شد هور بر چشم ما لاجورد

💡 برآسود در شهر فرغان سه ماه گهی باده گه گوی و نخجیرگاه

💡 بدان شهر فرغان ورا شاه کرد یکی عهد بربست و آگاه کرد

💡 ره شهر فرغان پسیچید تفت برین گونه بر خشک نه ماه برفت

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز