نیم باز

لغت نامه دهخدا

نیم باز. ( ص مرکب ) چیزی که تمام وا نباشد چون مژه چشم و غنچه. ( آنندراج ). نیم لا. ( یادداشت مؤلف ). نیم گشاده. چشم نیم خفته. ( ناظم الاطباء ). آنچه که نه کاملاً باز و نه کاملاً بسته بود. ( فرهنگ فارسی معین ):
مخمور سر به گوشه بالین نهاده لیک
می می تراود از مژه نیم باز او.طالب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

(صفت ) آنچه که نه کاملا باز و نه کاملا بسته باشد. یا چشم نیمباز. چشم نیم خفته و نیم گشاد.

جمله سازی با نیم باز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برون میا که هم از منظر کناره بام نظاره‌ای ز در نیم باز می‌خواهم

💡 از دیدن تو چون دل عشاق وا شود؟ در ابروی تو یک گره نیم باز نیست

💡 کنشت و کعبه و بتخانه و کلیسا را هزار فتنه از آن چشم نیم باز آور

💡 کجا ز فتنه آن چشم نیم باز رهیم که فتنه خاسته از خواب و پای ما خفتست

💡 کار چشم نیم باز اوست در میدان ناز از خدنگ نیم کس فارس فکندن از فرس

💡 تا ره هوش را زند، رطل گران بیخودی میکده کرشمه کن، نرگس نیم باز را

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز