لغت نامه دهخدا
فشرده شدن. [ ف َ / ف ِ ش ُ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در فشار قرار گرفتن. افشرده شدن. || منجمد شدن و سخت شدن:
کعبه پس از تو زمزم خونین گریست ز اشک
زمزم فشرده شد، چو حجر کز تو بازماند.خاقانی.
فشرده شدن. [ ف َ / ف ِ ش ُ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در فشار قرار گرفتن. افشرده شدن. || منجمد شدن و سخت شدن:
کعبه پس از تو زمزم خونین گریست ز اشک
زمزم فشرده شد، چو حجر کز تو بازماند.خاقانی.
در فشار قرار گرفتن. افشرده شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مفهوم اضافه وزن از نظر فیزیکی این است که تمام یک جسم بهطور همزمان شتاب پیدا نمیکند. نیرویی که بر یک جسم اعمال میگردد به عنوان مثال نیروی گرانشی موتور موشک در بخش نسبتاً کوچکی از سطح آن اثر میگذارد. تمام نقاط دیگر این جسم، شتاب را به صورت تغییر یافته و با تأخیر دریافت میکنند. مانند آن است که جسم در ضمن فشرده شدن به تکیه گاهش پهن شود.
💡 میباشند. ذرات کروی در استخرهای بسیار سیلیسی نقش دارند و بعد از سالها تهنشینی و فشرده شدن تحت نیروهای گرانشی و هیدرواستاتیکی نقش میگیرند. آرایشهای تناوبی ذرات کروی مشابه حفرههای بینابینی میباشند که به عنوان یک توری تراش طبیعی برای امواج نوزی در کریستالهای فوتونی عمل میکنند، به خصوص وقتی فاصله میان بافتی هم اندازه موج نوری است.
💡 رابرتسون جهانی شدن را مفهومی میداند که محصول فشرده شدن جهان و تشدید آگاهی جهانی است و فرایندی است که وابستگی متقابل افزایش آگاهی مردم از کیفیت جهان به عنوان یک کلیت یکپارچه در قرن بیست و یکم را به همراه داشته است. پراتون جهانی شدن را پدیدهای چند وجهی تعریف کرده است به گونهای که به بافتهای گوناگون کنش اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نظامی، فناوری و محیط زیست راه پیدا کرده است.