موی میان

لغت نامه دهخدا

موی میان. ( ص مرکب ) کسی که کمری سخت باریک دارد.کمرباریک. میان باریک. ( یادداشت مؤلف ):
در عشق تو شد موی زبانم به گزاف
کآن موی میان ز غم دلم کرد معاف.خاقانی.

فرهنگ فارسی

کسی که کمری سخت باریک دارد ٠ کمر باریک ٠ میان باریک ٠

جمله سازی با موی میان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صید دل زین بیش با موی میان خود مکن کینه جوی من ستم بر ناتوان خود مکن

💡 از موی میان تو جدا بس که کشم رنج نتوان تن رنجور من از موی جدا کرد

💡 مو ریخته است از سر دوشش به میانش آن موی میان بسته به قتلم کمر ازمو

💡 به پیچ وتاب ازان زلف او سرآمد شد که پیش موی میان مشق پیچ وتاب کشید

💡 صائب نشود فکر تو چون نازک و باریک؟ زان موی میان راه خیالی که تو داری

💡 تا به کی باشی دلا محروم ازان موی میان چون کمر گردش درآ وز محرمان راز باش

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز