من جانب

لغت نامه دهخدا

من جانب.[ م ِ نِب ْ ] ( ع حرف جر + اسم ) از جانب. از سوی. از پیش. ( از ناظم الاطباء ).
- من جانب اﷲ؛ از پیش خدا. ( ناظم الاطباء ): من جانب اﷲ بود که فلان امر پیش آمد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

کلمه ماخوذ از تازی یعنی از جانب و از سوی و از پیش.

جمله سازی با من جانب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترک من جانب صحرا پی نخجیر شدست هر سر موی دگر بر تن من تیر شدست

💡 گر خرامان بت من جانب گلراز شود گل شود غنچه زشرم آن دم و در خار شود

💡 وادی کعبه اسلام چه پویم ای شیخ که بت کافر من جانب ترکستانست

💡 قومی به حرم ساجد و قومی به کلیسا روی دل من جانب آن هندوی مقبل

💡 ای دل باز شکل من جانب دست عشق او با پر عشق او بپر چند به پر خود پری

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز