لغت نامه دهخدا
مسکور. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از سکر. مست. ( آنندراج ). مست شده. ( از ناظم الاطباء ). || چشم پوشیده و چشم نهفته. ( ناظم الاطباء ).
مسکور. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از سکر. مست. ( آنندراج ). مست شده. ( از ناظم الاطباء ). || چشم پوشیده و چشم نهفته. ( ناظم الاطباء ).
مست شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پاس وقت سینه صافان بر سعیدا واجب است شمع می گرید برای خاطر مسکور صبح