مزاحت

مترادف‌ها

زحمت، تکلیف، مزاحمت

متضادها

راحتی، آسایش، ارفاق

لغت نامه دهخدا

مزاحت. [ م ُ ح َ ] ( ع مص ) مزاحة. لاغ. لاغ کردن. شوخی کردن. مُزاح. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). بازی کردن. ( از قانون الادب ج 1 ص 395 چ بنیاد فرهنگ ). خوش طبعی. شوخی. و رجوع به مزاحة و مزاحه و مزاح شود.
مزاحة. [ م ُ ح َ ] ( ع مص ) لاغ کردن. لاغ. شوخی کردن. مزاح. مزاحه.مزاحت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). خوش طبعی. شوخی. رجوع به مزاح و مزاحه و مزاحت شود. بازی کردن. ( قانون الادب ج 1 ص 395 چ بنیاد فرهنگ ): مزاحة، ممازحة؛ لاغ کردن باکسی. ( از منتهی الارب ).

جمله سازی با مزاحت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به مزاحت نگفتم این گفتار هزل بگذار و جِد از او بردار

💡 من بسیار پوزش می‌طلبم که در این ساعت بسیار دیر با شما تماس گرفتم و امیدوارم که باعث ایجاد هیچ‌گونه مزاحتی برای خانواده شما نشده باشم.

💡 هدف ما از این بازدید ناگهانی، ایجاد هیچ‌گونه مزاحتی برای شما نبود، بلکه فقط می‌خواستیم از وضعیت سلامتی شما در این روزهای سخت باخبر شویم.

💡 لطفاً اگر وقتتان آزاد است، به ما کمک کنید و اگر این درخواست باعث مزاحت شما می‌شود، اصلاً نیازی به پاسخگویی در این مقطع نیست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران