کزه

لغت نامه دهخدا

( کزة ) کزة. [ ک َ ز زَ ] ( ع ص )مؤنث کَزّ. ( از اقرب الموارد ). رجوع به کز شود. || مرة. ( اقرب الموارد ). || قوس کزة؛ که در چوب آن خشکی باشد از انعطاف. ( از اقرب الموارد ). کمان خشک چوب درخمیدگی. || بَکرَة کَزَّه، چرخ تنک سخت آواز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
کزه. [ ک َ زَ/ زِ ] ( اِ ) پره کلیدان و زبانه قفل. ( ناظم الاطباء ). ظاهراً دگرگون شده تزه است. رجوع به تزه شود.
کزه. [ ک ِ زَ] ( اِخ ) شهری است به سیستان و عجم بدینگونه تلفظ کنند اما در کتابت «جزه » نویسند. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

موئ نث کز یا مره یا قوس کزه که در چوب آن خشکی باشد از انعطاف

جمله سازی با کزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قوله: وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ ای عندی ذنب و قیل: لهم علی دعوی ذنب، فَأَخافُ أَنْ یَقْتُلُونِ هو قتل القبطی الذی و کزه و اسمه قایشون و کان خباز فرعون.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز