لغت نامه دهخدا
کتک خوردن. [ ک ُ ت َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) مورد ضرب کتک واقع شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). ضرب دیدن و صدمه دیدن از کسی با دست یا چوب و مانند آن. شکنجه دیدن.آزار دیدن. جفا دیدن. رجوع به کتک و کتک زدن شود.
کتک خوردن. [ ک ُ ت َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) مورد ضرب کتک واقع شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). ضرب دیدن و صدمه دیدن از کسی با دست یا چوب و مانند آن. شکنجه دیدن.آزار دیدن. جفا دیدن. رجوع به کتک و کتک زدن شود.
( مصدر ) مورد ضرب ( کتک ) واقع شدن: [... کتک مفصلی خورد... ]
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در شو راو بعدی شیلد میخواست از تیم استرومن انتقام بگیرن مجدداً توسط تمامی کشتی گیران منفور قرار گرفتند و بشدت مورد ضرب و شتم کشتی گیران قرار گرفتن و بشدت کتک خوردن و حتی مقداری ست از ناحیه آرنج و بازو مصدوم شده بود که زیاد جدی نبود
💡 در دیدگاهی دیگر و به گفته حبیبالله لزگی، اگرچه این قصه خشونت را به عنوان یک واقعیت اجتماعی طرح میکند، ولی خواننده را به پذیرش آن ترغیب نمیکند و وی را به عصیان در برابر این پدیده فرا میخواند. از سوی دیگر فعل کتک خوردن هیچگاه در داستان از حرف به عمل در نمیآید.