لغت نامه دهخدا
ناگشاد. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) تنگ. مقابل گشاد، به معنی فراخ و پهن و فسیح و عریض. رجوع به گشاد شود. || ( ن مف مرکب ) ناگشاده. که گشاده نشده باشد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ناگشاده شود.
ناگشاد. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) تنگ. مقابل گشاد، به معنی فراخ و پهن و فسیح و عریض. رجوع به گشاد شود. || ( ن مف مرکب ) ناگشاده. که گشاده نشده باشد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ناگشاده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بروی او در دل ناگشاد خودی اندر کف خاکش نزاده