لغت نامه دهخدا
نامه خوان. [ م َ / م ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خواننده نامه. آنکه نامه را میخواند. || آنکه نامه اعمال خواند:
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
مو در کف نامه سر در پیش دیرم.باباطاهر عریان.|| کتاب خوان. خواننده کتاب.
نامه خوان. [ م َ / م ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خواننده نامه. آنکه نامه را میخواند. || آنکه نامه اعمال خواند:
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
مو در کف نامه سر در پیش دیرم.باباطاهر عریان.|| کتاب خوان. خواننده کتاب.
( صفت ) ۱ - آنکه نامه خواند. ۲ - آنکه نامه اعمال کسان راخواند: چو فردا نامه خوانان نامه خوانند بر آرم یک جهان فریاد ازین دل. ( باباطاهرلغ. ) ۳ - کتاب خوان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من به پیشت حاضر و تو نامه خوان نیست این باری نشان عاشقان
💡 بریده سر و ایزدی نامه خوان که دیده است؟ تا بوده دور زمان
💡 روز خر نامه خوان ولیک بدان که ز خر نامه خوان هنر ناید