لغت نامه دهخدا
فتح حضرت. [ ف َ ح َ رَ ] ( اِخ ) ابن شخرف ( یا شنجرف ) المروزی. رجوع به فتح بن شخرف شود.
فتح حضرت. [ ف َ ح َ رَ ] ( اِخ ) ابن شخرف ( یا شنجرف ) المروزی. رجوع به فتح بن شخرف شود.
ابن شخرف المروزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در تفسير علىّ بن ابراهيم مذكور است در تفسير آيه مباركه نَصْرٌ مِنَ اللّه...الخ (25) كه اشاره دارد به فتح حضرت قائم عليه السلام.
💡 و نيز روايت كرده كه در جنگ جمل پس از تمام شدن جنگ و فتح حضرت اميرالمؤ منين عليهالسلام آن حضرت در بين كشته ها عبور مى فرمود تا به كشته كعب بن سور رسيد و او ازطرف عمر و عثمان قاضى بصره بود و با فرزندان و بستگانش به جنگ اميرالمؤ منينآمدند و تماما كشته شدند، پس حضرت فرمود او را نشاندند و فرمود:((اى كعب ! من بهآنچه خداوند بحق مرا وعده كرده بود رسيدم (يعنى فتح و ظفر بر اعدا) آيا تو هم بهآنچه خداوند به حق تو را وعده داده بود رسيدى ؟ يعنى هلاكت دنيا و عذاب آخرت )).