لغت نامه دهخدا
لقب تاش. [ ل َ ق َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) هم لقب. لقیب:
ای آنکه لقب تاش ثاقب تو
هر شب ز فلک اهرمن رماند.انوری.سخن لقب تاش عیسی است،یعنی کلمه ای است که قالب قلب را روح می بخشد. ( لباب الالباب عوفی ).
لقب تاش. [ ل َ ق َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) هم لقب. لقیب:
ای آنکه لقب تاش ثاقب تو
هر شب ز فلک اهرمن رماند.انوری.سخن لقب تاش عیسی است،یعنی کلمه ای است که قالب قلب را روح می بخشد. ( لباب الالباب عوفی ).
هم لقب هم عنوان: تاج فضیلت بدان وسیلت بر سر ایشان نهاده که سخن لقب تاش عیسی است.
هم لقب. لقیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که خورشیدش لقب تاش است شمس الدین تبریزی که او آن است و صد چون آن که صوفی گویدش آنی
💡 ای آنکه لقب تاش ثاقب تو هر شب ز فلک اهرمن رماند