لغت نامه دهخدا
نیم نفس. [ ن َ ف َ ] ( اِ مرکب، ق مرکب ) لحظه ای. زمانی بسیار اندک و کوتاه:
پیش و پس اوراق جهان نیم نفس نیست
خوش دل چه به عمر خود و مرگ دگرانی.صائب.
نیم نفس. [ ن َ ف َ ] ( اِ مرکب، ق مرکب ) لحظه ای. زمانی بسیار اندک و کوتاه:
پیش و پس اوراق جهان نیم نفس نیست
خوش دل چه به عمر خود و مرگ دگرانی.صائب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روشندلان به نیم نفس تیره می شوند یک شبنم فسرده و صد خرمن آینه
💡 جز نیم نفس نیست غم و شادی عالم بر نیم نفس من چه بگریم چه بخندم
💡 بی تو نه ایم نیم نفس گرچه عمرهاست از خویش رفته یم پی جستجوی تو
💡 سپند نیم نفس بال اختیار نداشت که بست محمل پرواز ما به دوش صفیر
💡 گر شود نیم نفس فرصت بال افشانی انتقام قفس و دام چه خواهد بودن؟
💡 چرا که وقت شدن بعد طول این مدت اگر به نیم نفس گیریش نیاید راست