نیم رغبت
مترادفها
بیمیلی، بیعلاقگی، کمرغبت
لغت نامه دهخدا
نیم رغبت. [ رَب َ ] ( ص مرکب ) نه به میل و رغبتی تمام:
نشاطی نیم رغبت می نمودند
به تدریج اندک اندک می فزودند.نظامی.
فرهنگ فارسی
نه به میل و رغبتی تمام
جمله سازی با نیم رغبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نشاطی نیم رغبت مینمودند به تدریج اندکاندک میفزودند
💡 او با نیم رغبت به پذیرش این پیشنهاد همکاری جدید از سوی شرکت بینالمللی پاسخ داد، در حالی که در ذهن خود تردیدهای زیادی داشت.
💡 دانشجوی سال آخر با نیم رغبت شروع به انجام پروژهی تحقیقاتی دشوار کرد، چرا که واقعاً به موضوع مورد نظر علاقهای نشان نمیداد.
💡 کارمند جدید با نیم رغبت وظایف اضافی که به او محول شده بود را انجام میداد، چون میخواست زودتر از آن سازمان استعفا دهد.