رغبت اوردن
مترادفها
میل کردن، مشتاق شدن، تمایل یافتن
متضادها
بی میل شدن، کراهت کردن
لغت نامه دهخدا
( رغبت آوردن ) رغبت آوردن. [ رَ / رِ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) رغبت کردن. رغبت نمودن. تمایل یافتن. ( یادداشت مؤلف ):
تا خاک را خدای بدین دستهای خویش
ایدون کند که خلق بر او رغبت آورند.سعدی.