لغت نامه دهخدا
نیازدیده. [ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سختی کشیده. مقابل نازپرورده:
نیازدیده به تو باز دیده کرد از آنک
نیازدیده نه ای پروریده نازی.سوزنی ( از یادداشت مؤلف ).
نیازدیده. [ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سختی کشیده. مقابل نازپرورده:
نیازدیده به تو باز دیده کرد از آنک
نیازدیده نه ای پروریده نازی.سوزنی ( از یادداشت مؤلف ).
سختی کشیده. مقابل ناز و پرورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هستی نیاز دیده نمناک کردهام تا شمع سان جبین زعرق پاک کردهام
💡 نیاز دیده بروی تو باز کرد از آنک نیاز دیده نئی پروریده نازی