نکو رویی

لغت نامه دهخدا

نکورویی. [ ن ِ ] ( حامص مرکب ) زیبائی. جمال. نکوروی بودن. رجوع به نکوروی شود:
تا شود بر گل نکورویی وبال
تا شود بر سرو رعنائی حرام.سعدی.چون شمع نکورویی در رهگذر باد است
طرف هنری بربند از شمع نکورویی.حافظ.

فرهنگ فارسی

۱ - زیبایی. ۲ - بشاشت خنده رویی.

جمله سازی با نکو رویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه سود ار تو به چهره آفتابی که کامی زین نکو رویی نیابی

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز