لغت نامه دهخدا
نواه. [ ن َ هِن ْ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناهیة. رجوع به ناهیة شود.
نواه. [ ن َ هِن ْ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناهیة. رجوع به ناهیة شود.
جمع ناهیه است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حقایق در احد کاطلاق ذاتست بمانند شجر اندر نواه است
💡 فی وصال الحبیب انت تقیم بعد ما کنت فی نواه سقیم
💡 مراد از رتق اجمال نبات است که قبل از غرس مکنون در نواه است
💡 سرعتیزن ها: مارکوس بومه، توبیاس کریک، نواه باکسفولر، فلوریا کریج، لوکاس مازه