لغت نامه دهخدا
نقیضه کردن. [ ن َ ض َ / ض ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شعر کسی را جواب گفتن. رجوع به نقیضة شود.
نقیضه کردن. [ ن َ ض َ / ض ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شعر کسی را جواب گفتن. رجوع به نقیضة شود.
شعر کسی را جواب گفتن.
💡 برگزاری این همایش در رسانههای ایران نیز بازتاب گستردهای داشت. یکی از جنجالیترین واکنشها در قانون بود که چند روز پیش از توقیف، با نقیضه کردن عنوان این همایش از تیتر «دلواپسینژادها» استفاده کرد.