نفیش

لغت نامه دهخدا

نفیش. [ ن َ ] ( ع ص، اِ ) رخت پراکنده در خنور. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). متاع پراکنده که در جائی جمع کنند. ( ناظم الاطباء ). متاع متفرق. ( متن اللغة ). || پراکنده از پشم و پنبه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نفش شود.

جمله سازی با نفیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر باشد چنین آنهم عجب نیست بود حرفی و نفیش از ادب نیست

💡 خرم دل آنکس که ز خود آگاه است نفیش سوی اثبات دلیل راه است

💡 در تصور در نیاید عین آن عیب بر تصویر نه نفیش مدان

💡 نه بحث ما در آن امر محال است که در اثبات و نفیش قیل و قال است

💡 چو زین اسباب اثباتش نشاید به نفیش بیش از این اسباب باید

خر سیاه یعنی چه؟
خر سیاه یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز