نفتاده

مترادف‌ها

صیقل داده شده، پرداخت شده

لغت نامه دهخدا

نفتاده. [ ن َ ف ِ دَ / ن َ ف ُ دَ / ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نیفتاده. ناافتاده. نیوفتاده. مقابل فتاده. رجوع به فتاده و افتاده شود.

فرهنگ فارسی

نیفتاده ٠ نا افتاده ٠ نیوفتاده ٠ مقابل فتاده ٠

جمله سازی با نفتاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دست تا نفتاده ناچارت ز کار تا ز دستت کاری آید زینهار

💡 از همّت والاست که هرگز نفتاده مجموعه املای تو را قافیه لا

💡 فلک ز آه دلم شاید ار حذر نکند که زال را نفتاده است کار با شمشیر

💡 ز گرد تا نفتاده است آسیای فلک چرا کسی ز غم رزق دیده تر دارد؟

💡 بچهره ات نفتاده است چین، که کلک قضا کشیده بر ورق هستیت، خط بطلان

💡 بر سر نفتاده است، گرانی ز کلاهم؛ بر تن نرسیده است، حرارت ز حریرم

💡 برگ‌هایی که از درختان در فصل پاییز به زمین نفتاده‌اند، پوششی رنگارنگ و زیبا بر روی خاک‌های مرطوب جنگل‌ها ایجاد کرده‌اند.

💡 پس از بارش بسیار شدید باران در دیشب، سنگ‌های بزرگی که از بالای کوه به پایین نفتاده بودند، جاده اصلی را مسدود کردند.

💡 قطرات شبنم که از روی گلبرگ‌های لطیف گل‌ها به سمت زمین نفتاده‌اند، در زیر نور صبحگاهی بسیار درخشان و زیبا به نظر می‌رسند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران