نفتاده

لغت نامه دهخدا

نفتاده. [ ن َ ف ِ دَ / ن َ ف ُ دَ / ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نیفتاده. ناافتاده. نیوفتاده. مقابل فتاده. رجوع به فتاده و افتاده شود.

فرهنگ فارسی

نیفتاده ٠ نا افتاده ٠ نیوفتاده ٠ مقابل فتاده ٠

جمله سازی با نفتاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست تا نفتاده ناچارت ز کار تا ز دستت کاری آید زینهار

💡 از همّت والاست که هرگز نفتاده مجموعه املای تو را قافیه لا

💡 فلک ز آه دلم شاید ار حذر نکند که زال را نفتاده است کار با شمشیر

💡 ز گرد تا نفتاده است آسیای فلک چرا کسی ز غم رزق دیده تر دارد؟

💡 بچهره ات نفتاده است چین، که کلک قضا کشیده بر ورق هستیت، خط بطلان

💡 بر سر نفتاده است، گرانی ز کلاهم؛ بر تن نرسیده است، حرارت ز حریرم

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز