میان تنگ

لغت نامه دهخدا

میان تنگ. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان منصوری بخش مرکزی شهرستان شاه آباد، واقع در 42هزارگزی جنوب خاوری شاه آباد با 170 تن سکنه. آب آن از رودخانه راوند و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
میان تنگ. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش اوکو از شهرستان ایلام، واقع در 3هزارگزی جنوب قلعه دره با 230 تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
میان تنگ. [ ت َ ] ( اِخ ) نام یکی از پاسگاههای مرزبانی و گمرک در بخش سومار شهرستان قصرشیرین، واقع در 75 هزارگزی جنوب باختری سومار کنار رودخانه کنگیر. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

نام یکی از پاسگاههای مرزبانی و گمرک در بخش سومار شهرستان قصرشیرین.

جمله سازی با میان تنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا میان تنگ نه بستی پی خون ریختنم نشد آگه دل سرگشته زسر کمرت

💡 بگفت و بمالید رخ بر زمین میان تنگ بربست بر رزم و کین

💡 سواری پدید آمد از سنگلاخ میان تنگ و سر گرد و سینه فراخ

💡 بسته میان تنگ و روز و شب بگشاده به رغم عشق از دو دیده بسته دو جیحون

💡 سرو را کار ببندد چو میان تنگ ببندی روح را دل بگشاید چو تو برقع بگشایی