ممنو
مترادفها
ممنوع، منع شده
لغت نامه دهخدا
ممنو. [ م َ ن ُوو ] ( ع ص ) تفتیش شده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
تفتیش شده.
جمله سازی با ممنو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سامر زندگی کاری خود را بر روی صحنه یک تئاتر موزیکال آغاز کرد. اولین آهنگ سامر در سال ۱۹۷۱ به بازار آمد و ترانه «عاشق اینم که عاشقت باشم عزیزم» سامر در سال ۱۹۶۵ شهرت و محبوبیت فراوان یافت. البته پخش این آهنگ از سوی برخی ایستگاههای رادیویی ممنو شد.
💡 ورود افراد غیرمجاز به این منطقه امنیتی به شدت ممنو است و با برخورد جدی از سوی نیروهای انتظامی مواجه میشوند.
💡 در کتابخانه عمومی، صحبت کردن با صدای بلند و ایجاد سر و صدا برای همه بازدیدکنندگان به شدت ممنو میباشد.
💡 استفاده از وسایل الکترونیکی در حین انجام آزمونهای حساس، در تمام مراکز آموزشی به طور کامل ممنو است.